امروز پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶

 

ورود به بخش اعضاء
:شماره عضویت
:کلمه عبور
برای ورود به بخش اعضاء بخش عددی شماره عضویت و رمز عبور خود را وارد کنید
[17-31-1631]

عکس هفته
بهار طبیعت




ثبت نام دوره های آموزشی

نظر سنجی

از كدام بخش سايت بيشتر بهره ميبريد؟
تابلوي اعلانات
اخبار و آگهي
مقالات
بخش دانلود
امور اعضاء
ساير بخشها


مجموع آراء: 828
مشاهده نتیجه


جستجو در سایت
جستجو در سایت


 

آرشیو اخبار و مقالات
جشن آبریزگان در کاریان لار
[ سه شنبه ۴ دي ۱۳۸۶ - 15:07:57 ]

جشن هاي ايرانى :   


يكى از ويژگى هاى مهم جشن هاى ايرانى در اين است كه بيشتر از پديده هاى  اقلیمی اجتماعی وکیهانی تاثیر پذیرفته اند.اما همواره و در طول زمان پيروان برخى اديان كوشش كرده اند تا جشن هاى مهم و گسترده را به هرشکل ممکن به اعتقادات خود پیوند زنند وبه آن رنگ و بوى متافيزيكى بدهند و جامه اى تازه بر تن آن بپوشانند.
خاستگاه جشن ها و آیین های ایرانی با پدیده های کیهانی وهستی شناسانه وهمچنین با ویژگی های اقلیمی و زیست بومی پیوندی ژرف و شگرف دارد.اما روش برگزاری این آیین ها در فرهنگ فارسی بیشتر از دیگران با واقعیت ها نزدیکی دارد و رمزینه های موجود در آن به یکپارچگی با دنیای مینوی پیوند نمی خورد.
به دیگر سخن در باورهای ایرانی بر خلاف باورهای یونان و میاندورود(بین النهرین) دسترسی به جهان ایزدان برای مردمان امکانپذیر نیست. در باورهاى كهن سامى و مياندورودِ پيش آريايى و نيز يونان عصر كلاسيك، اساطير گاهى مظهر خشم و خشونت و آدم ربايى و خشكسالى و ترس هستند؛ اما در فرهنگ ايرانى، پروردگار و ايزدگان، هميشه و همواره مظهر نيكى و خيرخواهى براى مردمان و باشندگان روى زمين هستند و «سراى سپند» كه جايگاه مينويان، سرايى است كه در آنجا تنها «نور و سرود» وجود دارد.از اين رو است كه مرگ در باورهاى ايرانيِ كهن، نه تنها پديده اى غمناك نيست، كه گاه موجب سرور و شادمانى هم مى شده است .
دانسته مى شود.
از سوى ديگر، در حالى كه در فرهنگ يونانى، گذر تاريخ شكلى خطى و ممتد دارد، در باورهاى ايرانى گذر زمان و تاريخ، شكلى چرخى و تكرارى در پيش دارد.از همين رو، نوروز نيز نه تنها آغاز بهار، بلكه آغاز هستيِ زمينى و نمادى از آغاز آفرينش است ..
جشن آبريزگان نيز يكى ديگر از جشن هاى ايرانيان است كه خود بعد از قحطى و خشكسالى شديدى در دوران ساسانيان و در دوره حكمرانى «پير وز»(۴۸۴-۴۵۹ م) پديد آمده است و در حقيقت جشنى است كه از آن پس هر سال به يادگار ستايش و نيايش مردم ايران به درگاه خداوند و اجابت خواسته آنها و بارش باران بر زمين ها و كشتزار هاى تشنه فرود آمده است.با نگاهى گذرا به زمينه تاريخى و چگونگى پديد آمدن اين جشن و پيوند آن با « تيشتر» ايزد باران و سپس تحول آن در ايران پس از اسلام مى پردازيم..
پادشاهان ساسانى از نوادگان ساسان - موبد معبد آناهيتا در شهر استخر فارس بودند و با پيروزى اردشير بابكان (۲۴۱-۲۲۴ م) بر اردوان پنجم آخرين پادشاه اشكانى بر پادشاهى ايران تكيه زدند. آنان از همان ابتداى فرمانروايى خود دين و دولت را به هم آميخته و خود را به پادشاهان هخامنشى (۵۵۰-۳۳۰ ق.م) پيوند دادند .
از مهمترين مسائل دوران ساسانى مسأله آب و كشاورزى و سياست هاى آنها در اين زمينه بود.البته پديده خشكسالى در ايران پديده تازه اى نيست همان طور كه داريوش در كتيبه تخت جمشيد مى نويسد: «كشور او را از دروغ، خشكسالى و دشمن در امان دار))..»
هرودوت مورخ يونانى قرن پنجم ق.م نيز اهميت آب را نزد ايرانيان يادآور شده است.در آيين زرتشتى نيز كشاورزى و مسأله آبيارى بسيار با اهميت معرفى شده است و مسأله آب در سراسر ايران باستان و بويژه در دوران ساسانيان از مسائل مهم حكومتى بوده است.اردشير بابكان به وسيله مأمورانى به وضع كشاورزان رسيدگى مى كرد و در صورتى كه زمين به دليل بى آبى و كم استعدادى محصول كافى نمى داد و كشاورز به حكم تنگدستى قادر به آباد كردن آن نبود دولت نه تنها از گرفتن خراج خوددارى مى كرد بلكه با دادن پول و
ابزار كار به بهبود و تجديد فعاليت كشاورزان كمك مى كرد.
اما شايد بتوان گفت كه يكى از شديد ترين قحطى  ها و خشكسالى هايى كه در سراسر ايران باستان ديده شده است در دوران «پيروز» روى داد كه خود سر آغاز جشن آبريزگان شده است.به روايت منابع موجود از همان آغازين سال هاى حكمرانى «پيروز» قحطى و خشكسالى هفت ساله ايران را فرا گرفت، در مجمع التواريخ و القصص در باره حكمرانى «پيروز» آمده است كه : « و هفت سال قحط افتاد در عهد او و باران نيامد تا خداى عز و جل رحمت كرد و باران داد و فراخى پيدا شد و آن روز از آب باران بر يكديگر همى ريختند و آن را عيد كردند و هنوز به كار دارند آن است كه در تقويم نويسند صب الماء (آب ريزان).
ابو ريحان بيرونى از جمله نخستين نويسندگان ايرانى است كه درباره جشن آبريزگان مطالبى نوشته است.او علت برگزارى اين جشن را در كتاب «آثار الباقيه» بدين گونه شرح مى دهد: «در دوران پيروز خشكسالى ايران را فرا گرفت و چند سال باران نيامد، از اين رو پيروز از مردم خراج نگرفت و در هاى خود را گشود و از مال هايى كه به آتشكده ها تعلق داشت به مردم داد و سپس به آتشكده آذر خورا ( آذر فرنبخ) رفته و با خداى خويش به راز و نياز پرداخته و با تضرع از درگاه او خواستار باران و نزول بركات شد..»
دعاى او مستجاب شد و مردم با بارش باران به جشن و سرور پرداخته و از شادى، آب بر روى هم مى پاشيدند و اين رسم همچنان پايدار ماند و آن روز را جشن مى گيرند: «ابوريحان بيرونى برگزارى جشن آبريزگان را در روز ۳۰ بهمن ماه ذكر كرده است.» تمام منابع روايت مى كنند پيروز براى جلوگيرى از خسارات فراوان اين قحطى و خشكسالى از گرفتن ماليات صرف نظر كرد و دستور داد انبارها را به روى مردم بگشايند و گندم ميان آنها توزيع كنند و حتى مجبور شد از كشور هاى مجاور نيز مايحتاج مردم را تهيه كرده و بين مردم ايران زمين تقسيم كنند.گويا اين اقدامات او تا حد بسيار زيادى مؤثر بوده است و تلفات را به حداقل رسانيده، به طورى كه اين منابع با اغراق بازگو مى كنند در طول اين قحطى و هفت سال خشكسالى جز يك نفر از بين نرفت..
پاره اى از منابع، جشن آبريزگان و جشن تيرگان را با هم يكى مى دانند.در فرهنگ جهانگيرى نيز آمده روز سيزده تير ماه كه در آن مردم آب و گلاب بر همديگر مى پاشند، آبريزان و تيرگان گويند.در فرهنگ دهخدا نيز اين دو جشن يكى دانسته شده و زمان آن را روز سيزده تير ذكر كرده است و علت برگزارى آن خشكى و قحطى چند ساله در دوران «پيروز» ساسانى و سپس نيايش مردم به درگاه پروردگار و بارش باران ذكر شده است.اما با اين حال مى توان گفت اين دو جشن در حقيقت دو جشن جداگانه هستند اما فلسفه وجودى هر دو به مسأله آب و بارندگى و خشكسالى ارتباط پيدا مى كند.
ابوريحان بيرونى، طبرى و گرديزدى جشن تيرگان را به جنگ افراسياب تورانى و منوچهر و تير انداختن آرش كمانگير براى مشخص كردن مرز ميان ايران و توران زمين ربط مى دهند و مردم آن روز را كه صلح برقرار شد، جشن گرفتند و تيرگان نام نهادند.ابوريحان بيرونى ميان جشن تيرگان كه در روز سيزده تيرماه و جشن آبريزگان كه در روز ۳۰بهمن ماه است، فرق گذاشته است. دو جشن با ويژگى هاى فلسفه وجودى مشابه كه در گذر ايام يكى پنداشته شده اند.
پس از سقوط سلسله ساسانى و سپس تشكيل نخستين دولت هاى نيمه مستقل و مستقل ايران، هنوز ياد و خاطره جشن هاى ايران باستان در خاطره ايرانيان كه به آئين مقدس اسلام گرويده بودند، وجود داشت.در منابع آمده است كه عده اى از دهقانان ايرانى در عيد نوروز هدايايى به خدمت مولاى خويش حضرت على (ع) بردند كه ايشان نيز به اين عيد ايرانيان با نظر موافق نگريستند.
در روزگار خلافت عباسى جشن هاى ايران همچون مهرگان (جشن پايان مهر ماه كه بعد از برداشت محصول كشاورزان برگزار مى كنند) و نوروز دستمايه شاعران عرب و ايرانى شده و با شكوه تمام برگزار مى شده است.تاريخ بيهقى برگزارى جشن مهرگان و جشن سده را در دوران حكمرانى غزنويان و در دوره سلطان محمود غزنوى نقل كرده است.جشن سده را مرداويج زيارى در اصفهان در سال ۳۲۳ ه.ق با شكوه تمام برگزار كرد.
در هر حال در دوران حكمرانى بيگانگان بر ايران بسيارى از اين اعياد و جشن ها و رسوم ها از گردونه خارج شده اند و پاره اى ديگر به حيات ضعيف خود ادامه دادند، در اين ميان بويژه در مناطق كويرى كه قدر و منزلت آب بيشتر از ديگر نواحى دانسته مى شود جشن آبريزگان باشكوه بيشترى برگزار مى شود.
در دوران صفويه جشن آبريزگان از مهمترين جشن ها بوده و با شكوه هر چه تمامتر در آن ايام برگزار مى شده است.گفته مى شود شاه عباس علاقه فراوانى به اين جشن داشته و گاه خود شخصاً در اين مراسم شركت مى كرده است.اسكندر بيك تركمان، منشى مخصوص شاه عباس و صاحب كتاب «تاريخ عالم آراى عباسى)) در وقايع سال بيست و پنجم حكمرانى او مى نويسد: «در اول تحويل سرطان كه بوف عجم و شگون كسرا و جم، روز آب پاشان است.به اتفاق در چهار باغ اصفهان تماشاى آب پاشان فرمودند، در آن روز صد هزار نفر از طبقات خلايق وضيع و شريف در خيابان چهار باغ جمع آمده به يكديگر آب مى پاشيدند؛ از كثرت خلايق و بسيارى آب پاشى رودى زاييده شده بود و فى الواقع تماشاى غريبى است)) ..»
پيترو دولاواله جهانگرد ايتاليايى كه در زمان سلطنت شاه عباس به ايران سفر كرده در اصفهان شاهد جشن آب پاشان بوده است.در اين باره نوشته است: « در روز جمعه پنجم ژوئيه مراسم عيد آب پاشان يا آبريزگان انجام گرفت.در اين روز همگى لباس كوتاه در بر مى كنند و آستين ها را تا آرنج بالا مى زنند و در كنار رودخانه يا محل ديگرى كه آب زياد در دسترس باشد در حضور شاه حاضر مى شوند و به محض اجازه با ظرفى كه در دست دارند ضمن شادى و خنده و مزاح بر سر و روى هم آب  مى پاشند.در اصفهان مراسم عيد آبريزگان را در كنار زاينده رود در انتهاى خيابان چهار باغ، مقابل پل زيباى الله ورديخان به جاى مى آورند)).
شاعران دوره صفويه نيز جشن آبريزگان را دستمايه شعر خويش قرار داده اند.نظيرى نيشابورى، از شعراى دوره صفويه، چنين سروده است :

از سيه چشمان هندى آب در چشمت نماند
آب ريزان مى شود در يزد چشمى آب ده
يا
آب پاشان است در كوى پرى رؤيان يزد
تا نمانى پاى در گل چشم بر روزن مكن
درنتيجه شرايط سياسى حاكم بر ايران كه همواره سايه ترس و وحشت و نا امنى بر مردم سايه افكنده بود و درگيرى ها و كشمكش هاى سرداران با يكديگر و هجوم نيروهاى بيگانه از شرق و غرب و شمال و جنوب بر خاك ايران، مجال پرداختن به جشن هايى چون آبريزگان و جشن هاى ديگر را نداشته اند در اين ميان جشن نوروز است كه به حيات خود ادامه داده و هنوز مى توان پس از هزاران سال صداى باربد و نكيسا و آهنگ نوروز را شنيد.


نویسنده:
خشایار شیبانی بنی عبدالهی کارشناسی ارشد مرمت و احیا بافتها و بناهای تاریخی

منابع :
1ـتاریخ طبری ـترجمه ابوالقاسم پاینده ـ تهران ـجلد سوم 1369
2ـ روزگار ایران ـ عبدالحسین زرینکوب ـ انتشارات سخن 1375

 
   
نظرهای شما :  
حمید[9/5/1388] : جالب بود ، ممنون!
 
نام:
 


صفحه اصلی | مقالات | اخبار | نیازمندی ها | تالار گفتمان مهندسی | تماس با ما
© 2016 LARNEZAM.ir
طراحی و بازنویسی : ابوفاضل امانی